تحلیل
در نگاهی بسیار ساده اندیشانه، می توان قضایای اخیر را در دو قطبی اخوانی-سلفی تصویر نمود. عربستانِ وهابی با به بازی گرفتن چند کشور کوچکتر همچون امارات، به مبارزه با تفکر اخوانی و پشتیبانش قطر آمده است. خامیِ این تصور با توجه به تمایلات لیبرالی بن سلمان و بازیگری فعال امارات عیان است. امارات و شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان تفکرات لیبرالیستی عیان تری هم دارند.
کد خبر: ۴۵۷۶۹۶
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵ 11 July 2017
تحلیل شرایط سیاسی و البته حاد منطقه ای بخصوص اوضاعی که عربستان برای قطر رقم زده است کار بسیار دشواری است.
 
اما مرکز راهبردی مرصاد با نگاه تیربینانیه ای در این بین نقش فعال و مرموز امارات متحده عربی و شخص محمد بن آل نهیان را بررسی کرده و الگویی جدید از مجادلات و مناقشات فعلی و سابق را پیش چشم می آورد. بخشی از این نوشته چنین است.
 
برای اتخاذ راهبرد مناسب در منازعات منطقه ای، ناچار از قرائت درست طرفین منازعه هستیم.
 
در نگاهی بسیار ساده اندیشانه، می توان قضایای اخیر را در دو قطبی اخوانی-سلفی تصویر نمود. عربستانِ وهابی با به بازی گرفتن چند کشور کوچکتر همچون امارات، به مبارزه با تفکر اخوانی و پشتیبانش قطر آمده است. خامیِ این تصور با توجه به  تمایلات لیبرالی بن سلمان و بازیگری فعال امارات عیان است. امارات و شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان تفکرات لیبرالیستی عیان تری هم دارند.
 
ناظر بیرونی، اگر کمی واقع بین تر باشد، شاید صحنه درگیری را این چنین قرائت نماید: تقابل ائتلاف سلفی-لیبرال با جریان اسلامگرای اخوانی. خاصه اگر پرخاشهای همیشگی طیفهای جامی و سنتیِ سلفیان به جریانهای بنویسد و به تبعِ ساده سازیِ سیاسیِ این روزهای ما، بین » وهابیت « اخوانی را به پای کل سلفیها و با کلیدواژه وهابیت و آل سعود نیز نگاشتی یک به یک برقرار نماید.
 
 
اما جایگذاری سلفی ها در این نزاع به این سادگیها نیست. اخوانیها هرچند مزۀ تلخ انقلابهای عربی و خیانت سلفیهای حزب النور - بزرگترین حزب سیاسی سلفیان مصر که از همراهان مهم کودتا علیه مرسی بود - همچنان زیر زبانشان است، ولی خاطرۀ خوش همکاری با سلفیها علیه چپ ها و ناصری ها در دهه های 60 و 70 را هم درخاطر دارند.
 
 
علاوه بر آن بخش قابل توجّهی از سلفیهای مصر هم بودند که به هیچوجه با حزب النور همراه نشدند و همراه اخوانی ها از مصرِ سیسی گریختند. بن زاید دشمن مشترک قوی ای برای اخوانیها و سلفیها بوده است و منجر به همگرایی نسبی بخشی از بدنه سلفیت با اخوانی ها شده است. واکنش تند اخوانیها به نشست گروزنی(در چچن روسیه) و فعالیتهای ضدمذهبیِ شبکه های اماراتی یکی از نشانه های همگرایی در مقابل نقشه های بن زاید است. تفسیر نزاع تفسیری غلط است که نتایجی رهزن در پی خواهد » لیبرال-سلفی با اخوانی « به نزاع » امارات-سعودی با قطر « همچنان مهمترین مأمنش عربستان است و به همین خاطر » سلفیتِ رسمی « ، داشت.
 
 
هرچند در آیندۀ منطقه مجبور است در مسائل منطقه ای، با فشار آل سعود، ورودهایی همجهت با لیبرالها داشته باشد، ولی اگر همگرایی اخوانیها و سلفی ها به ثمر نشیند، اوضاع متفاوت میشود؛ خصوصاً اگر قطر به فکر تصاحب سلفیها افتاده و از جسارت بن سلمان در به حاشیه راندنِ نسبی آنها استفاده کند و خود را به آنها نزدیک کند.
 
بله، اکنون علمای عربستان با حصار قطر همراهی میکنند و وقتی امیران قطر خود را از نوادگان محمد بن عبدالوهاب معرفی میکنند، آلشیخِ وهابی بیانیه میدهند و آن را جعلی میخوانند؛ اما میتوان انتظار داشت که سالهایی نه چندان دور فرجی حاصل شود و این انتساب تأیید شود!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار