کد خبر: ۵۸۳۵۷۱
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۵ 27 March 2018

امسال هم مانند همه این سی و چندسال پیش ، نامی برای سال جدید انتخاب و در سخنرانی رهبری رسما اعلام شد.سنت حسنه نامگذاری را میتوان ذیل تئوری گفتمان سازی تحلیل نمود .یکی از فواید گفتمان سازی جلب افکار عمومی به سمت موضوعی مشخص است تا با استفاده از این ظرفیت ، نیروهای اجتماعی برای کمک به آن مساله به خدمت در آورده شوند.
البته این خود مقال مفصلی است و مجالی دیگر برای پرداختن مفصل به آن می طلبد.

حمایت از تولید یا انقلاب دردناک اقتصادی؟
 


از آنچه در سنوات گذشته اتفاق افتاده است میتوان پیش بینی کرد که بیشترین زحمت این نامگذاری ها برای مسئولین روابط عمومی ادارات ونهادهای رسمی کشور خواهد بود و لاغیر . آنها به بهانه نام گذاری سال جدید میلیاردها تومان پول بیت المال را صرف برگزاری 1- همایش ها و سخنرانی های بی خاصیت و بی فایده 2-نصب بنرهای گران قیمت بر سر در ادارات3-تهیه لوگوها و آرم ها و تیزرهای تبلیغاتی نمایشی خواهد شد. اما آنچه در میدان عمل برای تحقق آرزوی امام راحل و و فرمایشات رهبری معظم و همه انقلابیون اصیل این کشور اقدام خواهد شد معادل هیچ خواهد بود. چرا که اگر مثلا همین شعار سال قبل جدی گرفته میشد، حوادث دی ماه 96 بوقوع نمی پیوست .


البته بینش بلند رهبری را برای این نام گذاری (حمایت از تولید داخلی)باید ستود چرا که همه میدانند امروز قدرتمندترین کشورهای جهان ، بر اساس یک شاخص مهم رده بندی میشوند که آنهم سهم تولید آنهاست . کشورهای پیشرفته در بسیاری از زمینه بر اساس تولیدات خود جایگاه های شایسته خود در جهان را کسب نموده اند واین قابل انکار نیست که تولیدات اقتصادی از دومسیر میتواند موجب رفاه و سعادت یک ملت شود.


نخست خودکفایی و ممانعت از وابستگی به دیگران و دوم امکان صادرات و متعاقبا افزایش ارزش و قدرت پول ملی آن کشور.


ترامپ که همگان او را به دیوانه تشبیه مکنند ، اتفاقا مهمترین شعار خود را این گونه انتخاب کرده بود.
Buy americn جنس امریکایی بخر
Hire American آمریکایی استخدام کن
دو کلمه ساده که احتمالا تحقق شان میتواند بازهم سالیان سال ، هژمونی امریکا را بر جهان تداوم بخشد.
اما آیا براستی با انتخاب یک شعار و توجه به این واقعیت که این شعار چگونه مورد توجه قرار خواهدگرفت میتوان به تحولی عظیم دراقتصاد کشور امیدوار بود؟


یقینا نه.
تجربه این ده سال گذشته که رهبری انقلاب جهت گیری کلان کشور را به سمت اقتصاد و تولید ملی و .. نشانه رفته اند نشان می دهد که معضلات بر سر راه اعتلای این کشور اندکی بالاتر از مسائل اقتصادی صرف هستند.هر چند برای اختصار در کلام و ممانعت از تطویل آن، فقط به ابعاد اقتصادی مساله بنسده می شود و چند نکته مختصر را معروض میگردد.


1- ابتدا باید پرسید کدام تولید ملی ؟

آیا در این دنیای به هم پیچیده اصالتا تا چه حد میتوان از تولید ملی سخن گفت؟ اگر منظور این است که همه ملزومات مورد نیاز کشور را خودمان تولید کنیم این مساله مغایر با اصول بدیهی علم اقتصاد و اصول بدیهی مزیت نسبی تولید و هزینه فایده در تولید خواهد بود.


2-مساله مهمتر این است که آیا منظور از تولید ملی محصولات فلان خودروسازی بی کیفیت است که هزینه استفاده از آن معادل جان انسانهاست؟

باید یادآوری کرد تاکید رهبری امری دو سویه است ، اگر تولید ملی از کیفیت لازم برخوردار نباشد یقینا حمایت از ان نفعی برای کشور نیز نخواهد داشت.
متاسفانه باید خاطرنشان نمود در کشور ما اغلب تولیدات رانتی هستند. رانت اطلاعاتی ، رانت انرژی ، رانت های بانکی ، رانتهای موسوم به امضاهای طلایی و .. بلای جان اقتصاد این کشور است.
تا جلوی رانت ها و انحصارها گرفته نشود هیچ گام مثبتی قابل تصور نیست .اینکه نهاد غیر خصوصی مانند ایران خودرو و سایپا با تکیه بر رانتهای عجیب و غریب انحصاری ماشین 10 میلیونی را به بهای 40 میلیون تومان بر مردم تحمیل میکنند هیچ مجالی برای پیشرفت اقتصادی مان هم وجود نخواهد داشت.


3-نظام اداری ما ضد تولید است 

مالیات های گران قیمت ، برورکراسی های مهلک، نا امنی تولید کننده ، وجود انحصارهای غیر لازم در بخش تولید ، همه و همه ضربات مهلکی بر اقتصاد کشور وارد نموده است واین در حالی است که سهولت واردات ، ناخودآگاه اقتصاد رسمی و غیر رسمی کشور را به سمت واردات می برد. و این یعنی مرگ بر تولید زنده باد واردات.


4-نظام بانکی کشور ما هم رانتی است و هم مخرب تولید 

بانکهای ایرانی نه مانند کاپیتالیستها سود را ضمانت میکنند نه مانند سوسیالیست ها در خدمت منافع اقتصادی کشور است . آنها از طریق خلق پول بی پشتوانه تبدیل به عامل بی ارزش شدن ریال ایرانی شده اند و لاغیر


5-نظام اقتصادی کشور ما غیر شفاف است

این امر سبب میشود تا اعتماد بین مردم و حاکمیت به شدت آسیب ببیند و هر اقدامی از سوی حاکمیت بجای انکه با اقبال مردم مواجه شود با بی اعتمادی از سوی مردم پاسخداد میشود که همین امر میتواند موجب اتلاف سرمایه ملی شود.

درواقع میتوان از ارزیابی اقتصاد دانان مطرح کشور اذعان نمود همه سیستم اقتصادی ما در خدمت مصرف، است نه تولید


با استفاده از این چند نکته میخواهم اصل مطلب را بازگو کنم.
پیش بینی ها نشان میدهند سال آینده کشور مان به لحاظ اقتصاد با بحرانی سخت مواجه خواهد بود که نشانه هایی از ابتلا به ان را در دی ماه 96 مشاهده کردیم.


کشوری که 90درصد بودجه آن برای نگه داشت دولت است یعنی عمران و آبادانی تعطیل است.
دولتی که 700هزارمیلیارد تومان(دوبرابر بودجه کشور) به تولید کننده و خدمات دهنده داخلی بدهکار باشد یعنی فشل است.کشوری که به اذعان رییس دولتش ، معادل بودجه کشور ، اقتصاد زیر نظر نهادهای دیگری بغیر ازدولت است یعنی فشل است .


لذا برای نجات اقتصاد کشورمان تنها یک راه داریم . انقلابی دردناک از نوع اقتصادی.انقلابی که ارکان آن باید مبتنی بر تئوری های عملی و علمی علم اقتصاد باشد نه شعار.

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار