حجت الله عبدالملکی در تاریخ چهار فروردین ۱۳۶۰ و در شهر ری متولد شده است. وی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با رتبه استادیار در گروه اقتصاد اسلامی دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد است و نظریات زیادی در باب دستیابی به الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت از مسیر اقتصاد مقاومتی دارد. از نظر عبدالملکی اقتصاد مقاومتی یکی از لوازم موفقیت در عرصه‌های اقتصادی جامعه ایرانی است تا بتوان با تکیه بر آن تمام ظرفیت‌ها و توانایی‌های موجود در کشور را با هدف رسیدن به پیشرفت و عدالت سامان‌دهی و مدیریت کرد.

بازار ارز این روزها پس از افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، روی کاهش نرخ را هم به خود دیده است. با این حال این بازار مهم اقتصادی با معضلات متعددی دست و پنجه نرم می کند تا بتواند ثبات مجدد را هم تجربه کند. در این روزها اقتصاددانان با انواع نگاه ها و برداشت های سیاسی، نظرات مختلفی درباره کاهش نرخ ارز و عواملی که این کاهش را شدت می بخشند ارائه می‌کنند.

در ادامه گفت و گوی دکتر حجت الله عبدالملکی، اقتصاددان با باشگاه خبرنگاران را می خوانید.

اگر به جای 50 میلیون، 5 میلیارد دلار وارد بازار شود دلار قطعا به زیر 4 هزار تومان هم خواهد رسید

اول برویم سراغ ماجرای داغی که این روزها همگی حسابی درگیرش هستیم و آن هم موضوع کاهش قیمت دلار است و خیلی هم جامعه را درگیر خودش کرده است. شما ظاهرا گفته بودید قیمت دلار به زیر 4 هزار تومان خواهد رسید. آیا این موضوع را همینطوری گفتید که به کاهش مجدد نرخ ارز کمکی کرده باشید یا ایده ای پشت آن بوده است؟

عبدالملکی: اول یک انتقادی به شما داشته باشم که توئیت را درست بخوانید، عرض کرده بودم نرخ دلار «می تواند» به زیر 4 هزار تومان هم برسد، اصل داستان بر می گردد به همان نظریه متعارف بازار که همان موضوع عرضه و تقاضا است و دائم هم گفته می شود و البته بخشی از آن نیز غلط است، اما در همان چارچوب به اصطلاح ناقص به طور عادی اگر عرضه زیاد باشد، کاهش قیمت خواهیم داشت. ما یک برآوردی داریم که حدود 25 هزار میلیارد دلار ارز در اختیار مردم است به صورت نقد!

این از کسانی که  100 دلار و 500 دلار دارند شروع می شود تا کسانی که چندین میلیون دلار به صورت نقد در اختیار دارند.گفته می شود در همین چند روز ـ البته ما دقیق نمی دانیم و بر اساس آنچه گفته شده است ـ دولت 50 میلیون دلار، به بازار ارز تزریق کرده است که قیمت دلار از 19 هزار تومان به 810 هزار تومان حتی 8 تا 9 هزار تومان هم رسیده است.

البته این روند منطقی است. قبل از این هم ما این اتفاق را پیش بینی می کردیم، اگر به جای 50 میلیون دلار، 5 میلیارد دلار وارد بازار شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ دلار قطعا به زیر 4 هزار تومان هم خواهد رسید.

از این اگرها زیاد داریم.

عبدالملکی: فرق حرف علمی زدن با ادعای پیش گویی کردن در همین است. دانشمند کسی است که می گوید اگر این مجموعه شرایط اتفاق بیفتد، چنین خروجی هایی خواهیم داشت و اگر شرایط تغییر کند خروجی دیگری به دست خواهیم آورد. اصل بحث امکان این قضیه است، چون عده ای صحبت از دلار 40 هزار و 50 هزار تومانی می کردند، همین جا من خدمتتان عرض می کنم که امکان این مورد هم وجود دارد. چرا؟ زیرا نقدینگی که وارد بازار ارز می شود و قیمت دلار را به صورت انفجاری بالا می برد، این قدر زیاد است که می تواند همین میزان دلار محدودی که در بازار وجود دارد را تا نرخ 50 هزار تومان نیز بالا ببرد.

با همین روند کاهشی که این روزها ادامه دارد، به نظرتان امکان دارد دلار به زیر چهار هزار تومان هم برسد؟

عبدالملکی: بله، همان طور که عرض کردم ممکن هست که این اتفاق هم بیفتد.

چند درصد احتمال می دهید این اتفاق بیفتد؟

عبدالملکی: نمی شود همینطوری گفت چند درصد، به عوامل مختلفی بستگی دارد و با توجه به این عوامل می توان گفت چند درصد امکان دارد و اصلا تعجب نکنید که در این یکی دو روز، این روند مجددا معکوس شود و برگردد. یکی از اعتراضاتی که بنده به عنوان کارشناس دارم این است که برای چه الان بانک ها شروع کردند به خرید دلار با قیمت 11 هزار تومان؟

نیروهایی در خلاف جهت کاهش نرخ ارز فعال هستند/ هیچ دلیل منطقی برای افزایش قیمت دلار وجود ندارد/ منابع ارزی کشور بیش از مصارف آن است

البته مثل اینکه شایعه است و فعلا بانک ها دلار نمی خرند؟

عبدالملکی: به هر حال همه بانک ها که دلار نمی خرند، برخی شعب منتخب این کار را انجام می دهند، حتی انتشار این خبر در بازار تاثیر دارد، در حالی که بازار شاهد دلار با قیمت 8، 9 یا 10 هزار تومان در روزهای اخیر است برخی رسانه های بعضاً دولتی می گویند: بله؛ دلار به 15 هزار تومان سقوط کرده است، آقا! دلار 11 هزار تومان است، برای چه می گویید قیمت 15 هزار تومان است؟ یعنی در واقع احساس می شود نیروهایی در خلاف جهت کاهش نرخ ارز فعال و در تلاش هستند.

تیتر: استقبال گسترده از پویش ازدواج بدون طلا/پیوستن به FATF شرکای تجاریمان را از ما می گیرد/ برخی از بزرگوارانی که در سیستم اقتصادی دولت هستند می گویند : دلار عشق است!/ چرا بانک ها مشغول خرید و فروش هستند؟/اقتصادمان به خبر تحریم شرطی شده است/

بازگردیم به همان بحث بازار، بازار ما چقدر ارز احتیاج دارد؟ ما کشوری هستیم که در سال حدود 50 میلیارد دلار برای واردات کالاها و خدماتی مثل گردشگری احتیاج داریم. 20 تا 25 میلیارد دلار آن به صورت نقدی در اختیار مردم است، از طرف دیگر فروش نفت هم وجود دارد ـ در صورتی که می گویند تحریم هستیم اما هنوز که تحریمی بر فروش نفتمان اعمال نشده است ـ منابع ارزی  ما از مصارف ارزی‌مان بیشتر است، پس هیچ دلیل منطقی برای اینکه نه تنها دلار به 20 هزار تومان بلکه به 10 هزار تومان افزایش یابد هم وجود ندارد.

وقتی سکه هایم را فروختم اصلا پیش بینی نمی کردم قیمت طلا این چنین کاهش یابد/ مردم تا آنجایی که برایشان مقدور است فروشنده باشند نه خریدار

ظاهرا شما هم همین چندروز پیش توئیت زدید طلا و سکه هایتان را فروخته اید و فکر می کنم در اوج قیمت سکه و طلا بود و فکر می کنم الان وضعتان حسابی خوب شده است؟ می دانستید قیمت ها کم می شود که اقدام به فروش آن ها کردید؟

عبدالملکی: این کاملا با وجهه علمی من ضدیت دارد، اما زمانی که من سکه هایم را فروختم، اصلا پیش بینی نمی کردم که قیمت طلا این چنین کاهش پیدا کند. البته ما طلای چندانی هم نداشتیم. چند وقتی هم هست که کمپینی با عنوان ازدواج بدون طلا راه انداخته ایم.

تازه ازدواج کرده اید؟

عبدالملکی:چند سال محدودی می شود که ازدواج کرده ایم اما در بحث ازدواج بدون طلا انتقادات بسیار زیادی به ما شد.

در این مورد سوالاتی دارم که به پایان برنامه موکول می کنم؟ شما ادامه دهید

عبدالملکی: ما بحثمان در پویش ازدواج بدون طلا این بود؛ زوج هایی که ازدواجشان به علت خرید طلا متوقف شده است، حالا که طلا به گرمی ۵۰۰ هزار تومان رسیده است برای ازدواج چه کار کنند؟ این کمپین می گوید ضرورتی ندارد که شما برای ازدواج طلا بخرید کما اینکه خود ما هم همین کار را کردیم، پول نداشتیم طلا هم نخریدیم، بعدش هم آنقدر پولدار نشدیم که طلا بخریم. حتی برخی این بحث را مطرح کردند که مگر اصلا می شود بدون طلا زندگی کرد و موج وسیعی در فضای مجازی شکل گرفت. اما این بحث مطرح شد که در این شرایط اقتصادی وظیفه مردم چیست؟ من گفتم وظیفه مردم این است که تا آنجایی که برای شان مقدور باشد فروشنده باشند نه خریدار ـ این مبنا دارد که اگر خواستید توضیح می دهم ـ مثلا اگر طلا، سکه و ارز در منزل دارند بفروشند.

راستش را بخواهید چند ماهی بود همسرم می گفت که چند تعداد سکه یک گرمی و نیم گرمی داریم ـ که عکسش را هم گذاشته بودم ـ و اینها را بفروشیم. منهم موافقت کردم اما چون سرمان شلوغ بود دیر به بازار رفتیم، البته در همان روزها به من می گفتند که خود شما که به مردم می گویید بفروشید، خودتان هم حاضرید این کار بکنید؟ من هم گفتم بله و وقتی گذاشتم و رفتم و فروختم. اتفاقا زمانی که فروختم، قیمت طلا نسبت به روز گذشته اش کاهش داشت. فروختم و تویئت کردم که بله فروختم.

تیتر: استقبال گسترده از پویش ازدواج بدون طلا/پیوستن به FATF شرکای تجاریمان را از ما می گیرد/ برخی از بزرگوارانی که در سیستم اقتصادی دولت هستند می گویند : دلار عشق است!/ چرا بانک ها مشغول خرید و فروش هستند؟/اقتصادمان به خبر تحریم شرطی شده است/

ما همینطوری سوالی پرسیدیم اما اتفاقا در آن روزی که سکه هایتان را فروختید اوج قیمت سکه بود یعنی رقم 5 میلیون و 100 هزار تومان بود!

عبدالملکی: نه نسبت به روز گذشته اش ارزان تر بود.

یه چیزی حدود 10 هزار تومان ارزان تر بود آقای دکتر

عبدالملکی: بله ولی بر اساس پیش بینی نبود. وجدانا من با پیش بینی این کار را نکردم که سود بیشتری ببرم.

ازدواج بدون طلا نیازمند فرهنگسازی است/ کمپین جهیزیه آسان به زودی راه می افتد

آقای دکتر باشد ما در مورد ازدواج  می گوییم جوان ها طلا نخرند، اما بحث بیکاری و مشکلات مسکن و دیگر مسائل را چه کنند؟ آیا خودتان در این شرایط اقتصادی اگر خودتان بودید ازدواج می کردید؟ یا در این شرایط دختر شوهر می دادید؟

عبدالملکی: خوب مجموعه ای از عوامل به این موضوع ربط دارد. البته جالب است که این پویش ازدواج بدون طلا بازتاب گسترده ای داشت و حتی به بخش های مختلف خبری هم رسید. خیلی ها در فضای مجازی آن را پیگیری کردند و گفتند آفرین فرهنگسازی خوبی است. البته در مقابل آن هم عده ای بودند که اعتراض می کردند مگر مردم مشکلشان طلاست؟ برای ازدواج عرفا چه چیزی نیاز است؟ بله مسکن، شغل، جهیزیه، هزینه عروسی و طلا هم نیاز است؛ این پنج عوامل اصلی برای ازدواج نیاز است. صحبت سر این است که آیا می توانیم یک عامل را حذف کنیم تا بار هزینه ها سبک تر شود یا خیر؟! من هم عرض کردم با حذف طلا می شود مراسم ازدواج را هم برگزار کرد کما اینکه در فضای مجازی برخی به بنده می گفتند که خانواده هایمان سر طلا مراسم ازدواج ما را متوقف کرده اند و خیلی ها هم می گفتند با حذف آن گرهی باز شد و ازدواج کردیم. برخی اینطور برداشت کردند که وقتی ما می گوییم ازدواج بدون طلا یعنی هیچ مشکلی برای ازدواج وجود ندارد به جز طلا! نه اینطور نیست. فرض کنید جوانی 80 میلیون تومان پول دارد که با خریدن طلا هزینه هایش می شود 100 میلیون تومان. ما می گوییم شما با همین 80 میلیون تومان زندگی را شروع کن و بعد از چند سال که دست و بالت بازتر شد طلا بخر. این بیشتر یک فرهنگسازی است. درست است که تازه ازدواج کردم اما سنم زیاد است. باید ما بزرگترها فضایی فرهنگی ایجاد کنیم تا زمانی که دختری به پدرش گفت حالا که این آقای داماد همه چیز را جور کرده و فقط طلایش مانده پدرش زیر بار ازدواج آنها برود.کما اینکه تعداد زیادی توئیت و کامنت داشتم که می گفتند پدر و مادرهایمان با این شرایط نمی گذارند ازدواج کنیم. شرایط ازدواج بسیار سخت شده است؛ اجاره خانه سه چهار برابر شده است. 20 درصد هم بتوانیم هزینه ها را کم کنیم امکان ازدواج کردن بیشتر می شود. خرید طلا را می توان به تعویق انداخت. طلا که خیلی ضروری نیست، سرپناه، کار و جهیزیه ضروری است. به زودی هم در مورد جهیزیه آسان کاری را شروع خواهیم کرد.

ان شاءالله. آقای دکتر کمی پاسخ ها را کوتاه تر کنید ممنون می شوم. سوالی در ذهن من و شاید بینندگان این برنامه مطرح است این است که اگر اتفاق کاهش نرخ ارز بیانگر یک تدبیر و تصمیم خاصی از سوی مدیران است، چرا این تصمیم را زودتر نگرفتند؟ چرا اینقدر طول کشید و اجازه دادند قیمت ها اینقدر افزایش پیدا کند و بعد این تصمیم را گرفتند؟

عبدالملکی: اگر جوابش را پیدا کردید به من هم بگویید!

شما هم به جوابی نرسیدید؟

عبدالملکی:از فروردین ماه که ارز به صورت تصاعدی شروع کرد به بالا رفتن ما هم جزء کسانی بودیم که برای مقابله با این اتفاق راهکارهایی را پیشنهاد می دادیم. متاسفانه اهمال می‌شد، اهمال می شد، اهمال می شد! اخیرا برخی از این راه حلها در حال اجرا شدن است اما بعد از چند ماه؟ بعد از چهار پنج ماه! به طور مثال در بحث ارز مسافرتی؛ وقتی شما تحریم هستید، چه با برجام، چه بی برجام نمی توانید ارز جابجا بکنید، یکی از روشهای دور زدن تحریم خود مردم هستند، چرا واردات ارز مسافرتی توسط مسافران را ممنوع کردید؟ البته این موضوع برای حال حاضر نیست و از ابتدای انقلاب منع واردات ارز مسافرتی داشتیم، گفتیم ممنوعیت را بردارید، کی جلوی ارز مسافرتی را باز کردند؟ اخیرا این اتفاق افتاد. اگر زودتر این راه باز می شد خیلی از تجار و مردم عاملی برای ورود ارز به کشور می شدند و بازار با ورود ارز مسافرتی اینقدر دچار التهاب نمی شد. یا مثلا در بازار ثانویه اصرار می کردند شرکتها ارزشان را با قیمت 4200 تومان در اختیار دولت و بانک مرکزی قرار دهند. برخی از جمله صادرکننده بینوا هزینه تولیدش خیلی بیشتر از این است، شما چطور می توانید او را مجبور کنید؟ یک بازار دیگری باید برای بخش خصوصی ایجاد می شد. این قاعده اقتصاد اسلامی و مقاومتی است. اگر می خواهید بخش خصوصی ارزش را به بازار بیاورد باید راضی اش کنید. البته بازار ثانویه و همین سیستم نیما با تاخیر زیاد راه افتاد. بحث دیگر هم ورود بانک مرکزی است که خودش بیاید و میدان داری کند. در زمان آقای احمدی نژاد یک بحثی مطرح شد به عنوان جمشید بسم الله. ایشان گفت که جمشید بسم الله است که نرخ ارز را بالا می برد. ما هم می گفتیم که شما هم یه حشمت بسم الله، قاسم بسم الله یا هاشم بسم الله  بگذارید که قیمت را پایین بیاورد. این موضوع هم واقعیت دارد. شما در یک روز با بازی کردن با ۲ تا ۳ میلیون دلار می توانید بازار ارز را کنترل کنید که نکردیم.

دولت نهم را به هیچ وجه نمی توانید با دولت دهم مقایسه کنید/ اگر تیم دولت نهم در دولت دهم می ماند شاهد آن اتفاقات بد اقتصادی نبودیم

خیلی از افرادی که در بخش اقتصادی ستاد آقای رئیسی بودند افرادی بودند که در تیم آقای احمدی نژاد کار می کردند...

عبدالملکی: که اخراج شدند!

یعنی جز اخراجی ها بودند؟  و شاید این سوال مطرح است که این افراد اگر می توانستند کاری کنند در زمان خود انجام می دادند.

عبدالملکی: بحث ما منقطع شد ولی سوال شما را همین جا پاسخ بدهم. شما نمی توانید دولت نهم را به هیچ وجه با دولت دهم مقایسه کنید، یعنی دولت اول آقای احمدی نژاد نسبت به دولت دومش اصلا قابل مقایسه نیست. البته من از دید خودم می گویم؛ آقای احمدی نژاد تقریبا بهترین ها را ـ نمی گویم صد در صد ـ در تیم اقتصادی دولت نهم جذب کرده بود و به راحتی می توانم بگویم نه که همه شان بلکه بالای 90 درصد این بهترین ها را در دولت دوم خود اخراج کرد. با قاطعیت عرض می کنم و تحلیل خودم هست که اگر اونهایی که اخراج شدند و در دولت دهم می بودند و می ماندند شاهد آن اتفاقات بد در حوزه اقتصاد نبودیم.

در دولت دهم هم افرادی خوبی در تیم اقتصادی آقای احمدی نژاد بودند.

عبدالملکی: بله برخی از آن ها ماندند اما اغلبشان در دولت دهم اخراج شدند.

از آیت الله رئیسی بپرسید که قرار بود از من در کدام سمت استفاده کنند

برویم سراغ توئیتی که در ابتدای برنامه به آن اشاره کردیم. گفته بودید اگر آقای رئیسی، رئیس جمهور شده بود قطعا می توانست این شرایط اقتصادی را کنترل کند. اگر آقای رئیسی الان رئیس جمهور بود آقای عبدالملکی در کدام پست تیم اقتصادی آقای رئیسی توپ  می زد؟

عبدالملکی: من نمی دانم باید از خود آیت الله رئیسی سوال کنید که قرار بود من را کجا بگذارند؟

 یعنی به شما نگفته بودند؟

عبدالملکی: نه اصلا!

به نظرتان اصلا از شما در تیم اقتصادی خودشان استفاده می کردند؟

عبدالملکی: من کوچکترینی هستم ولی شاید گوشه و کناری در تیم اقتصادی به عنوان مشاور، مشاوره ای می دادم. البته این را هم باید تاکید کنم که هیچ رئیس جمهوری در زمان انتخابات نمی تواند مقامات و سمت ها را توزیع کند مگر اینکه بخواهد افراد را بخرد. افراد سالم این کار را نمی کنند، آقای دکتر جلیلی هم چنین کاری انجام ندادند. آقای رئیسی هم دست به چنین کاری نزدند ولی حالا در گوشه ای  احتمالا من هم کمک می کردم.

آن تیم اقتصادی در ستاد آقای رئیسی شامل چه کسانی به جز شما بودند؟

عبدالملکی:حالا شاید نخواهند اسامی از آنها مطرح شود.

چرا نخواهند اسامی شان مطرح شود؟ جرمی که مرتکب نشده اند، فقط از یک کاندیدا حمایت کردند.

عبدالملکی: من چه کاره هستم که بگویم؟

راه حل های اقتصادی آقای رئیسی در زمان انتخابات واقعی تر بود/ روحانی تیم اقتصادی اش را پس پرده نگه داشت

خوب ما می خواهیم بدانیم اگر آقای رئیسی در شرایط فعلی بود تیمش چه می کرد؟ چون آقای رئیسی که اقتصاددان نبودند. ایشان با چه پشتوانه ای می خواست معضل اقتصاد را حل کند؟ پس شما از کجا اینقدر صریح گفتید که اگر ایشان رئیس جمهور بود حتما می توانست مشکل را حل کند؟ به پشتوانه کدام تیم اقتصادی این حرف را زدید؟

عبدالملکی:برای اینکه راه حل های مطرح شده در آن زمان یعنی انتخابات هم  واقعی تر بود. در انتخابات های سال های  قبل هم شاید فردی می آمد در ستاد انتخاباتی یک کاندیدا و  نظریه های خود را به کاندیدای مورد نظر ارائه می داد و درخواست می کرد که نام وی مطرح نشود و واقعا هم راه حل های ارائه شده وی عملیاتی بودند. اما آیا این آدم در آینده رئیس کل بانک مرکزی یا وزیر می شوند؟ این دیگر به شخص رئیس جمهور مربوط می شود. طبیعتا منطقی نیست یک نفر که عضو تیم اقتصادی انتخاباتی بوده بیاید پیش بینی کند وزیر کیست. حتی آقای نوبخت هم در آن زمان نمی توانست بگوید چه کسی وزیر است چه کسی سخنگو! ممکن است حتی بدنه اصلی اقتصادیش را پس پرده نگه دارد و آنها را جلو نیاورد. کما اینکه که آقای روحانی هم همین کار را در زمان انتخابات انجام داد.

کسی که از «بیرون گود» راه حل اقتصادی می دهد غیر از کسی است که به دولت می گوید «لنگش کن»

برخی چنین تلقی دارند که یکی مثل آقای عبدالملکی به تعبیر آن ضرب المثل قدیمی، بیرون گود نشسته است و می گوید لنگش کن! شما به موانع اقتصادی و شرایط سیاسی کشور واقفید و می دانید که تصمیم گیرندگان سیاسی با چه شرایط سختی مواجهند. آیا صحبت های شما به گونه ای نیست که از بیرون به مسائل نگاه می کنید و می گویید لنگش کن؟

عبدالملکی: بله ما بیرون گود هستیم داخل که نیستیم. شما وقتی از بیرون راه حل ارائه بدهید این غیر از آن است که بگوییم «لنگش بکن».

آیا راهکارهایتان را به جایی هم ارائه کرده اید؟

عبدالملکی:بله در بسیاری از مجامع علمی و تخصصی که افراد مختلفی در آنجا حضور دارند.

به آقای رئیس جمهور نگفتید؟

عبدالملکی: ما آقای رئیس جمهور را به غیر از تلویزیون در جای دیگری نمی بینیم.

برخی می گویند راهکارهایتان را برای رئیس جمهور بنویسید و پست بکنید!

اتفاقا هفته گذشته هم آقای حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران جای شما نشسته بودند و می گفتند ما و سایر اصلاح طلبان با وجود وابستگی نسبی سیاسی به آقای رئیس جمهور، بیش از دو سال است که ایشان را از نزدیک ندیده ایم! آیا در یک نامه مثل دیگران نمی شد این موضوعات را مکتوب به دستشان برسانید؟ بالاخره همه ما زیر بیرق جمهوری اسلامی زندگی می کنیم و همه باید به رئیس جمهور مستقر کمک کنیم؟ چرا این کار را نکردید؟

عبدالملکی: ببینید، ما از دو شکل بحث هایمان را ارائه کردیم. اولین شکل در رسانه ها بوده است. اگر در اینترنت جستجو بکنید، مصاحبه های تفصیلی داشته ایم. شخصا معتقدم جامعه کارشناسی که نظام اجرایی به دنبال آن ها نمی آید تا