یادداشت؛ علی اباذری
چرا وابستگي فكري يك جريان سياسي در جمهوري اسلامي به انديشه چپ ماركسيستي به "نفاق" تعبير شد، اما وابستگي فكري جريان ديگر به انديشه سرمايه داري غربي "نفاق" نام نگرفت؟!
کد خبر: ۷۶۰۸۱۸
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۲ 08 July 2019

اين در حالي است كه جريان اول فاش از اثرپذيري فكر سياسي و اجتماعي خود از مفاهيم اردوگاه ماركسيستي سخن مي گفت اما جريان دوم بسيار پوشيده و مخفي عمل مي كرد و سال ها مفاهيم فكر سياسي و اجتماعي اردوگاه سرمايه داري را بدون اجازه نقادی موثر دیگران به نام اسلام جا زد و حتي با ادعاي نقاب افكني از جريان نخست و "دگماتيسم نقابدار" خواندن آن، خود نقابي ضخيم تر بر چهره زد!
نفاق نوع اول هر چند از لحاظ شناسايي افراد و تشكيلات آن و برخورد با نيروهاي نفوذي و تيم هاي ترورشان، نيروهاي امنيتي نظام نوپاي جمهوري اسلامي را تا مدت ها مشغول خود ساخت اما از جنبه فكري، سال ها قبل از پيروزي انقلاب و بسيار آسان مورد شناسايي قرار گرفت و بعضا حتي بر اثر افراط در حساسيت ورزي به آن در سال هاي بعد هر سخن منتقدانه اي كه طعم و بوي عدالت داشت متهم به "التقاط" و "كمونيسم" شد تا جايي كه حتي بنيانگذار انقلاب نيز در اين باره نوشت:
«مسؤولین نظام ایران انقلا‌بی باید بدانند ‌که عده‌ای ‌از خدا بی‌خبر برای ‌از بین بردن انقلاب هر کس را ‌که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فوراً او را “کمونیست” و “التقاطی” می‌خوانند.
از ‌این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت، و تمام ‌هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و ‌از هیچ تهمتی نترسید».
اما نفاق نوع دوم نه تنها به موقع شناخته نشد بلكه مجال كافي براي نفوذ بي صدا و بي ترور در محافل تصميم گيري و تصميم سازي يافت و در مدت نزديك به سه دهه اقدام به ريل گذاري اقتصاد و معيشت مردماني مسلمان در مسير نوعي سرمايه داري وابسته و رفاقتي كرد كه حتي كاملا عاري از دستاوردهاي نسبي اين نظام اجتماعي و اقتصادی در غرب بود و هر چند منافع سرشاري را نصيب اقليتي كم شمار و قدرت يافته كرد اما اكثريت مردم را سال به سال دچار فقر و فاقه اي روزافزون ساخت.
نفاق نوع نخست نفاقي سخت و خونين بود و نفاق نوع دوم نفاقي نرم و خندان و اين شايد پاسخي باشد به پرسش مطرح شده در صدر اين نوشته، چرا كه نفاق چپ گرايي افراطي از لحاظ ابزارهايي كه براي نفوذ استفاده مي كرد هيچ تفاوتي با نفاق سرمايه دارانه نداشت و بلكه دقيقا از همان ابزارها با اندگي آراستگي بيشتر و بروزرساني نمادهاي انقلابي و ديني استفاده كرد. آنچه اين دو نفاق فكري را با ظاهري يكسان از هم جدا مي كند برخورد سخت و نرم آن هاست و ناگفته پيداست كه افشاي دگماتيسم كدام يك از آن ها سخت تر بوده است، آنكه براي دگم اش دیگری را مي كشد و خود را هم به كشتن مي دهد يا آنكه دگم هايش را پشت گل و لبخند پنهان مي كند؟!
اين روزها سالگرد يكي از خونين ترين ترورهاي جريان نفاق از نوع اول است . بی تردید اگر آيت الله بهشتي امروز هم در ميان ما مي بود باز ترور مي شد اما اين بار بدست نفاقي بسيار پوشيده تر از نفاق پيشين.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار