این ضرب المثل بسیار عمیق و پرمحتوی را حتما شنیده اید. بنظرم دستوالعمل جامعی است برای خیلی از مسائل و پدیده های سیاسی و اجتماعی روز کشور ما. شاید بتوان این ماجرا را کمی علمی تر هم نوشت و از موضوعاتی چون فنومنولوژی هم بهره برد تا وقایع را از منظر جامعه شناختی تحلیل نمود . اما در همین تراز خودمانی هم قابل استفاده است تا منظور این نویسنده را برساند.
کد خبر: ۷۹۴۴۹۷
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۴ 07 November 2019

این ضرب المثل بسیار عمیق و پرمحتوی را حتما شنیده اید. بنظرم دستوالعمل جامعی است برای خیلی از مسائل و پدیده های سیاسی و اجتماعی روز کشور ما. شاید بتوان این ماجرا را کمی علمی تر هم نوشت و از موضوعاتی چون فنومنولوژی هم بهره برد تا وقایع را از منظر جامعه شناختی تحلیل نمود . اما در همین تراز خودمانی هم قابل استفاده است تا منظور این نویسنده را برساند.
خیلی از امور این مملکت قاطی پاتی شده است. مثلا سلبریتی ها از نسخه های شفابخش سیاسی برای مردم سخن می گویند ، ورزشکاران بازیگر می شوند و هنرمندان در عرصه ساخت و ساز ملک اند و پزشکان گوی میدان سیاست را ربوده اند و فارغ التحصیلان علوم انسانی بیکارترین قشر جامعه ایرانی هتسند
بله در این جامعه با این مختصات ، رسانه ها محل رپرتاژ مسئولین هستند و دانشگاه به مراکز مدرک فروشی و عنوان فروشی تبدیل شده اند و در این جامعه اینچنینی است که مباحث عمیق سیاسی و موضع گیری ها توده ای به ورزشگاه ها میرسد.مطالبه حضور زنان در ورزشگاه ها از همین استادیوم یادگار تبریز فریاد کشیده میشود و از همین جاست که شعارهایی در حمایت از برخورداری از حقوق شهروندی شنیده میشود و البته در کنار آن مباحث هویت خواهی هم که سالهاست چون استخوانی بر گلو مانده است مجال بروز می یابد.
غلظت و شدت طرح این مطالبات و شعارهای مطالبه گرانه در ورزشگاه ها ، بازتابی است از انسداد فضای گفتگو و مطالبه گری درکریدورهای مشروع و منطقی آن.
اختصاصا در مورد حواثی که در ورزشگاه یادگار امام تبریز توسط برخی از هواداران پرشور تراکتور رقم خورد شرط انصاف این است که این نکته را هم اضافه کنیم که چند روز قبل از بازی استقلال و تراکتور، این ورزشگاه آزادی تهران و تماشاگران آن بودند که آتش تهیه وقایع تبریز را فراهم نمودند . شعارهای نژادپرستانه و توهین آمیز به سرمربی ماشین سازی تبریز بود که هیجان مضاعفی خلق کرد تا واکنش به آن در ورزشگاه تبریز به گوش برسد.(80 هزار به 80 هزار)
باری ، به نظرم وقت آن شده است تا با عبور از انکار مساله های جدیدی که در اقصی نقاط ایران عزیز به نوعی رسمیت و قابل مشاهده است ، راهی بیابیم تا این مباحث در جایگاه علمی و منطقی خود مورد مطالعه و بررسی و نقد قرار گیرند و اگر بناست مطالبه گری ای صورت پذیرد در متن های سیاسی و معقول خود جریان یابد نه اینکه با تشکیل کارگروه های امنیتی در ورزشگاه ها بر آتش تحریک و تحرک توده ها دمیده شود .کوتاه سخن اینکه ایشی ایشه قاتمیین . بگذاریم مسائل سیاسی و اجتماعی در مقام نرمال و طبیعی به حرکت خود ادامه دهند و از امنیتی کردن این پدیده ها اجتناب کنیم تا راه حل یابی منطقی و مشروع برایشان مانع از تداوم آنها در بستری از هیجان های کاذب و رادیکال شود.
غلامرضا منصوری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار