کد خبر: ۹۲۰۵۰۹
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۵ 01 December 2020

مدتهاست در بین دعوای دو جناح اصلی کشور، مردم سردرگم مانده اند که بلاخره جمهوری اسلامی موافق مذاکره و رفع تحریم هست یا مخالف آن!؟ جناح طرفدار مذاکره، آن زمان که تصویر مثبتی از نتایج مذاکرات (برجام) در ذهن داشت سعی کرد قباله موفقیت را به نام خودش زده و با استناد به مواردی چون شعارنویسی روی موشک، حکومت را مخالف رفع تحریم ها و گشایش در امور مردم معرفی کند ولی آنگاه که معلوم شد این طبل توخالی بوده، کوشید با استناد به مواردی چون مذاکرات عمان در دولت احمدی نژاد، حکومت را هم شریک جرم خویش و حتی بانی و آمر مذاکره معرفی نماید. از آنطرف هم بسیاری از توده های حامی انقلاب اسلامی با این استناد درست که جمهوری اسلامی به غرب بی اعتماد است، این برداشت نادرست را دارند که حکومت از اساس مخالف مذاکره است.

حقیقت گمشده در این میان آنست که جمهوری اسلامی ابداً مخالف مذاکره و برداشته شدن تحریم های ظالمانه نیست، بلکه مخالف مذاکره از سر ضعف و خود کم بینی و استیصال است. مخالف مذاکره ای که مقدمه اش ترساندن مردم از سایه جنگ و فشرده شدن یک دکمه در آمریکا باشد. مقدمه اش ارسال سیگنال هایی از بی پولی گرفته تا بی آبی به دشمن باشد. مقدمه اش افزایش مصنوعی سطح توقع مردم از نتایج مذاکرات و ترسیم یک بهشت خیالی پس از توافق باشد و خلاصه آنکه مقدمه اش گره زدن همه آینده و هستی یک ملت به میزان سخاوت و کرم دولت هایی فریبکار و حریص باشد. صد و هشتاد درجه تفاوت است بین آنکه شما آنسوی میز مذاکره یک رقیب قدرتمند ببینی یا آنکه موجودی ضعیف و نیازمند نشسته باشد.

اکنون و پس از ترور شهید فخری زاده، متاسفانه وضعیت همان است. اگر مسئولانی با اعتماد به نفس ملی و عزت نفس ایمانی می داشتیم، همین جنایت را چنان چماقی بر سر دشمن می کردند که موضع ایران را پیش از استقرار دولت جدید آمریکا تقویت کرده و همه رشته های نتانیاهو و بن سلمان را پنبه نماید نه آنکه به صدا و سیما فشار وارد کنند تا عنوان دانشمند هسته ای را از جلوی نام شهید حذف نماید. این یعنی در بر همان پاشنه می چرخد. یعنی نیاز ما به انتخابات 1400، پیام ضعف بزرگی به دشمن مخابره می کند.

می گویند نتانیاهو و بن سلمان می خواهند از قِبَلِ انتقام سخت ما، آتش جنگی افروزند که راه برگشت آمریکا به برجام را سد نماید. بیراه نمی گویند ولی نگرفتن انتقام به معنای انفعال نیست. از نگاه برخی کارشناسان آمریکایی، این اقدامات نتانیاهو و ترامپ برای آنست که دست دولت بایدن را پیش از مذاکره با ایران پر کنند، اگر باهوش و عزّتمند باشیم درمی یابیم که در حقیقت دست ما را پر کرده اند. طرح مجلس برای لغو محدودیت های برجامی و توقف اجرای پروتکل الحاقی، اقدام هوشمندانه ای در همین راستاست ولی کافی نیست چون پیش از این هم در دستور کار بوده است. علاوه بر پاسخ هسته ای به این ترور، پاسخ های منطقه ای هم باید در نظر گرفته شود.

از جمله مهم ترین این پاسخ ها می توان به وضع قوانین ضدتروریسم شدیدی علیه حضور اسراییل در منطقه خلیج فارس اشاره کرد. به همان روشی که ایران را تحریم کرده اند، نباید هیچگونه ترددی که منافع امنیتی برای اسراییل دارد در خلیج فارس انجام شود. در صورت لزوم برای یافتن سرنخ هایی از تروریسم و دیگر اقدامات خرابکارانه اسراییل، کشتی های عبوری باید بازرسی شوند. بحرین و امارات به عنوان عاملان اصلی گشودن پای اسراییل به منطقه، باید بیشتر تحت مراقبت ضدتروریسم باشند. چه کسی گفته جنگ علیه تروریسم فقط مسئولیت آمریکاست آن هم وقتی اینگونه بی پروا مقامات رسمی و بلندپایه ما ترور می شوند!؟ این ترورها مشروعیت بین المللی لازم را برای ما ایجاد کرده به شرط آنکه دستگاه دیپلماسی ما فعال تر از این باشد. نباید بترسیم که برخوردهای احتمالی منجر به جنگ شود، آنها که این آتش را افروخته اند باید نگران باشند. ترسوها غالبا بازنده اند. مهم واکنش های هوشمندانه و توجیه پذیر ماست.

وقتی ایالات متحده به بهانه های دروغین، قوانین تحریمی ضد تروریسم را هزاران کیلومتر آنطرفتر از مرزهایش اعمال می کند، چرا ما حق این را نداشته باشیم که قوانین پشتیبان امنیت ملی مان را در همین آبهای مجاور خودمان اجرا کنیم!؟ وقتی آنها "اوفک" دارند. چرا ما نباید دفتری متشکل از سه وزارتخانه: امور خارجه، اقتصاد و اطلاعات برای رصد ترددهای دریایی، شناسایی منافع و تحرکات اسراییل در مجاورت مرزهایمان و اعمال محدودیت های کشتیرانی داشته باشیم!؟ اگر هر از چندی ادعا می شود که محموله های صادراتی سلاح ایران توقیف شده، چرا اسراییل آزاد باشد تا به بحرین و امارات از مسیر دریا سلاح بفروشد!؟

البته تاکید شد که همه این قوانین و اقدامات باید حساب شده باشد، فی المثل اگر نشانی از فعالیت تروریستی یافت نشد نباید توقیفی انجام شود تا بهانه ای برای تلافی جویی باشد. نگارنده متوجه این مطلب هست که اقتضائات بسیاری در این نوع اقدامات وجود دارد، پیش تر هم در دو مطلب با عنوان های: اگر بایدن پیروز شود و یک راه سوم بین دو راهی انتقام تاکید نمودم که "افزایش تنش" گرچه برای بالا بردن قدرت چانه زنی ما در مذاکرات رفع تحریم ضروری هست ولی باید مدیریت شده و هوشمندانه باشد. بهرحال اگر فقط به طرح لفظی چنین واکنش هایی هم اکتفا کنیم باز کاری بسیار مفیدتر از انفعال و سکوت انجام داده ایم.

نتیجه آنکه: به جای برجام های موشکی و منطقه ای، رفع همین نوع محدودیت های ضدتروریسم یا تعلیق دیگر انواع پاسخ های ما به ترور، می تواند موضوع برجام های دو و سه و چهار باشد

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار